سيد محمد عارف موسوى نژاد

26

سى و پنج عالم ( از عالمان تأثيرگذار افغانستان در سده اخير ) ( فارسى )

آقا دعا نماييم ، قرار شد كه برويم گوسفند بخريم و روضه بخوانيم ، در محل ما شخصى [ بود ] بنام محمد حسين كه معروف به « عمو » بود ، گوسفندان بيشترى داشت . از ايشان خواستيم كه بفروشد ، گفت به من ربطى ندارد و شما برويد از خانمم كه مادر رسول مىگفتند ، گوسفند را بخريد ، ما دو نفر را فرستاديم كه با خانمش صحبت كنند ، گفته بود گوسفند [ را ] براى چه مىخريد ؟ آنها گفته بودند كه براى سلامتى امام خمينى ( ره ) نذر كرده ايم ، اين عمو 18 سال بود كه ازدواج كرده بود و حاصل اين ازدواج پسر چهار ساله‌ى بود بنام محمدعلى ، تنها همان يك فرزند را هم داشتند ، اين خانم كه بعد از چهارده سال انتظار ، خداوند به او [ يك ] پسر داده بود در جواب اين مردم گفته بود كه براى سلامتى حضرت امام ، محمدعلى پسرم را كه تنها حاصل عمرم هست اگر بخواهيد قربانى كنيد حاضرم بدهم ، [ نمايندگان مردم يكى از گوسفندان را انتخاب مىكنند ] اين گوسفند را آورديم نذر كرديم و براى سلامتى مرحوم امام دعا كرديم » . حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد على احمدى در مدت حضورش در منطقه به احساسات دينى و مذهبى و انقلابى مردم به خوبى پاسخ داده و اذهان تشنه را از زلال معارف دينى و نيز تفكر انقلابى سيراب مىكند . در سال 57 وقتى كودتاى كمونيستى در افغانستان اتفاق مىافتد ، استاد احمدى با توجه به شناختى كه از سابقهء فعاليتهاى كمونيستها در افغانستان و بخصوص در كابل داشتند ، با هوشمندى متوجه مىشود كه اين جريانى بسيار خطرناكى است . ايشان مىگويد : « صبح زود بود كه من درحال بستن عمامه بودم و مىخواستم بعدش بروم كوه براى هيزم ، مرحوم شيخ جمعه را ديدم كه با صداى بلند گفت كه : كابل كودتا شد . من عمامه را نپيچيده رها كردم و آمدم بيرون ، پرسيدم چه كسانى كودتا كردند ؟ گفتند : فلانىها كه چهره‌ها و رهبران چپىها بودند و مردم به حسب ظاهر خوش حال شده بودند من گفتم كه ؛ شما خوشحال نباشيد . اين كودتاى